محمدصادق دهلوي

مقدمه 97

كلمات الصادقين ( فارسي )

قاضى عبد المقتدر شريحى قدس سره * نام پدرش قاضى ركن الدّين بوده و آن جناب در سلك اعاظم خلفاى 1 شيخ نصير الدّين محمود قدس سره انتظام دارد . دانشمند متبحر بوده و قاضى شهاب الدّين از جملهء شاگردان اوست و در زمان خود در فصاحت و بلاغت نظير نداشته 2 و در معارضهء لامية العجم * قصيدهء وى شهرتى دارد . از آنجا 3 درجهء وى در كمال قياس توان كرد . در اوايل در ايام طالب علمى پيش شيخ نصير الدّين آمدى و بحث كردى و شيخ چون از اصل نشاء 4 وى واقف بود وى را [ 155 ] و بحثهاى 5 وى را دوست داشتى . و 6 وى را بر تحصيل علوم ترغيب فرمودى 7 و 8 تحريض 9 نمودى تا در فن فضائل صورى بانتها رسيد 10 و فريفته و شيفتهء صحبت و خدمت 11 شيخ شد و رسيد بمرتبهء كه رسيد و او دايم چنانچه طريقهء شيخ نصير الدّين و خلفاى 12 ايشان افادهء علوم شريعت بود 13 بدرس و افاده مشغول مىبود . از شيخ نصير الدّين منقول است كه بطالبان وصيت او اشتغال علم و حفظ شريعت بوده و گفتى كه 14 فكر در يك مسئلهء 15 شرعى فضل دارد بر هزار ركعتى كه مشوب بعجب و ريا بود . وفات قاضى در سال هفصد و نود و يك در بيست و ششم محرم الحرام در عهد شهريارى فتح خان بن فيروز شاه كه خود را تغلق شاه خطاب كرده بود بوقوع انجاميد . سنين عمر شريف وى هشتاد و هشت بود . مرقد منور 16 وى طرف جنوبى حوض شمسى است 17 پهلوى جد و پدر ، در خانقاه شيخ عبد الصمد كه از 18 اكابر عهد سلطان سكندر بود 19 و مقبرهء اجداد عمارت كرد 20 ، واقع است . و فتح خان تغلق شاه پادشاه‌زاده بود بىتجربه ، گرم و سرد زمانه نديده . چون بعد از وفات فيروز شاه باتفاق امرا 21 و ملوك بر تخت جلوس نمود به لهو و لعب مشغول شد [ 156 ] كارهاى 22 سلطنت مهمل گذاشت . بدين سبب فتنها بر پا شد و از هر طرف طغيان و بغى پيدا گشت . جمعى متفق گشته آن شاهزاده را با چندى از اقرباى 23 او در سنهء مذكور بقتل آوردند . مدت او پنج ماه بوده 24 .